امیرکیان امیرکیان ، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

نفسم به نفست بنده عزیزم

الهی فدای این دستهای کوچولوت بشم من

پسرم تاج سرم موقع خداحافظی بابای میکنی  . وقتی هم بهت دست میدن تو هم دست میدی . دیگه سینه هم میری .همچین گازش رو میگیری و میری ک نگو الهی فدات بشم ممنون زن دایی .زن دایی یه کار درباری بهت یاد داده . دست میاری جلو دهن همه که بوسش کنن . الهی دور این دستهات بگردم ...
15 خرداد 1394

گفتی ماما

وای انگار همه ی دنیا رو بهم دادن   قابل ذکر است توی مسافرت مشهد بودیم ک واسه اولین بار واضح و قشنگ گفتی ماما . البته به من نه . به  مامان فاطمه میگفتی ماما. خوب مامانی هم مامانته .همین که میدیدیشون میگفتی ماما و سریع میخاستی بغلشون بشی . اصلا کلا تو وقتی مامان فاطمه رو میبینی دیگه بقیه رو نمیشناسی . دوست دارم پرنس مامان ...
10 خرداد 1394

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

بعد از سفرت به این دنیای خاکی سفر به  حرم امام رضا اولین سفرت بود عزیزم   پسرم به امام رضا سلام دادی  چهارشنبه 30 اردیبهشت راه افتادیم .ما سه تایی و مامان فاطمه و آقاجون و دایی زن دایی با دو تا ماشین راهی مشهدالرضا شدیم . رفتنی توی راه اذیت شدی خیلی گریه کردی از تاریکی و سیاهی جاده میترسیدی . ولی خدا رو شکر توی مشهد و توی حرم و هرجا ک رفتیم حسابی همکاری کردی . گلم به من که خیلی خوش گذشت .خیلی چاکر امام رضام ک اولین سفرت ما رو کشوند پیش خودش .  دوست داریم یا امام رضا   رستوران باغ پدیده ...
9 خرداد 1394
1